تبليغاتX
HOPHOP
سلام   بهترین روز تاریخ بر بهترین مخلوق خداوند مادر که عالم , صلح و صفایش را مدیون وجود

مهربان اوست بر همه مبارک

                         
                       
                                                   *********************
سخنی از بزرگان درباره ی مادر  :                                                             
                                  

 

عصاره همه مهربانی ها را گرفتند و از آن مادر را ساختند.(شکسپیر) 

 

مادر والاترین شاعر،چیره ترین نقاش،تردست ترین آهنگساز و ما هرترین پیکر تراش است.(اوشو) 

 

هیچ نغمه ای روح پرور و دلنشین تر از کلمه مادر وجود ندارد.(جبران خلیل جبران) 

 

هیچ گلی عطر و رنگ و زیبایی مادر را ندارد.(ارنست همینگوی)  

 

برای من مادرم با شکوه ترین رنی است که دیده ام.(چارلی چاپلین) 

 

یک بوسه مادرم مرا نقاش کرد.(رافائل)  


                                                (( در وصف یک مادر )) 

 

مادرم چشمانت به دستان من است؟قربان چشمان قشنگت ،هیچوقت ناامیدم نخواهد کرد. چه ناز نگاهم میکنی قسم میخورم تا هستم برایت خدمتکاری کنم.
مادرم از من راضی باش قول میدهم هیچگاه ناامیدت نکنم.هنوز یادم هست با چه سختی منو بزرگ کردی.از کدوم فداکاریت بگویم؟از اینکه هر چی داشتی صرف من کردی و حالاچشمانت به دست من است؟
به خدا ناامیدت نخواهم کرد این دستان بی ارزش من همیشه از شما فرمان خواهند برد و من خود علیل میشوم.
مادرم این محبتی که در من سرشار است حاصل محبت های بسیار شماست پس تا بتوانم به شما محبت خواهم کرد.
الهی هرگز رنگ غم نبینی،الهی هرگز نمیری مادر،بی تو من هزار سال،هم باشم باز یتیمم
.

 


اينم عکسی نسبتا هنری از آسمان اهواز در ساليان نه چندان دور! 

اين امل بازيا کنارش کاره من نيستاااا  کاره اينه  ()

نظر يادتون نره 

بای بای    

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم تیر 1386ساعت 5:34 قبل از ظهر  توسط پسر شجاع  | 

سلام!!   الان يه خبر شنيدم که بد جوری حالمو گرفت الان شنيدم که عزت ا.. انتظامی بزرگ مرد سينمای ايران ديشب بر اثر تصادفی که در نزديکی خونشون اتفاق افتاد از خواب پريد ......!!    

يه کيليکی به اين متن بکنيد چيزه جالبيه ! 

و در آخر اين داستان رو بخونيد و رسم درست زندگی کردن را بياموزيد 

مرد و زن جوانی سوار بر موتور در دل شب ميراندند آنها عاشقانه همديگر را دوست داشتند 

زن جوان: يواش برو من ميترسم

مرد جوان: نه اين طوری خيلی بهتره   

زن جوان: خواهش ميکنم، من خيلی ميترسم

مرد جوان: خوب، اما اول بايد بگی دوست دارم

زن جوان: دوست دارم حالا ميشه يواش تر بری

مرد جوان: مرا محکم بگير 

زن جوان: خوب حالا ميشه يواش تر بری

مرد جوان: باشه به شرت اينکه کلاه کاست مرا برداری و روی سر خودت بگذاری، آخه نميتونم راحت برونم اديت ميشم

روزه بعد واقعی در روزنامه ها ثبت شده بود برخورد موتور با ساختمان حادثه آفريد در اين سانحه که به دليل بريدن ترمز موتور رخ داد يکی از 2 سرنشين زنده ماند و ديگری در گذشت

مرد جوان از خراب شدن ترمز آگاهی يافته بود پس بدون اينکه زن جوان را متطلع کند کلاه را بر سر او گذاشت و خواست تا برايه آخرين بار دوستت دارم را از زبان او بشنود و خودش رفت تا اون زنده بماند

زور نزن نميتونی درکش کنی ، منم نتونستم! ولی يه چيز که واضحه اينه که ديگه تو اين زمونه از اين اتفاقا نميفته! راستی دقت کردید هر وقتم از خود گذشتگی باشه از مرداست نه زنا؟! چه کنيم بامراميم ديگه! 

اينم عکسی از يک عشقه فولادين !!    !

+ نوشته شده در  شنبه نهم تیر 1386ساعت 4:56 قبل از ظهر  توسط پسر شجاع  |